تبليغاتX
نجابت بکارت می اره یا بکارت نجابت؟؟؟
دیروز تازه فهمیدم که وطنم پر شده از هموطنانی که یا افسرده اند یا محتاج مشاور

مطبهای روان درمانی و دفتر های مشاوره همه تا دو هفته اینده وقتشون پره

خدایا کجایی فرزندای مریضتو میبینی؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:0  توسط نا نجیب | 
سر دردهایم یادگار عشق بینهایتیست که ارزانی ام داشتی

خائن عزیز اگر هم نخواهم به یادت باشم سر درد هایم نمیگذارند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:57  توسط نا نجیب | 
مادری را میشناسم که تمام وجودش را صرف دختری کرده که لغتنامه هایشان یکی نیست

دختری را میشناسم که محبت را طور دیگری معنی میکند پس این زندگی برایش زندانی بیش نیست

پدری را میشناسم که فقط کار میکند که مبادا خانواده اش لنگ بمانند او زنده است که کار کند کار نمیکند که راحت زندگی کند

دختر کوچکتری را میشناسم که همه اینها را میبیند و میفهمد و عذاب میکشد و خود میخواهد از صفر شروع کند

و در اخر

خانواده ایی را میشناسم که برای هم جان میدهند و هر لحظه عذاب میکشند تا بقیه در ارامش باشند اما هیچکدام هیچ هنگام در ارامش نیستند

جالب است مگر نه؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 22:35  توسط نا نجیب | 
به قول یه زن عادی:

هستم ولی خستم...

فرق من با این زن عادی اینه که:

من خیلی خیلی خستم....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 0:2  توسط نا نجیب | 
چرا نمیفهمین نباید مجبورم کنین؟

دهنم سرویس شده

هیچکس نمیخواد کمکم کنه؟؟؟

بازم گوگوش داره داد میزنه:

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته...

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:49  توسط نا نجیب | 
الکل سفید و سوزش زبان و سگ مستی...

محض خنده خود فروشی قستی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:47  توسط نا نجیب | 
پشت میز من پر شد

جای من خالی شد...

من که رفتم اما

او پشیمان شد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:59  توسط نا نجیب | 
میخ را تو کوبیدی

گربه را من کشتم

با مهره های گردنم جنگیدی

فشردمت در مشتم

به الت عصاب پیچیدی

خنجرت را برون کشیدم از پشتم

به سوگند های شبانه شاشیدی

وحشی تر از گرگ قد بر افراشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 23:49  توسط نا نجیب | 
لب گرفتن آن مرد بی سایه دروغ است؛
هم آغوشی پس از مستی دروغ است؛
زنا و صیغه و عقد هم دروغ است؛
انزال مرد شهوتی روی عکس معشوقه دروغ است؛
سینه ی کبود فاحشه هم دروغ است؛
زایش و کورتاژ ولخته ی خون  هر سه دروغ است؛
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 9:56  توسط نا نجیب | 
من و یک مُشت نفرت؛
بغض مسموم کسالت؛
نفس تنگه ی شب های غربت؛
و پس از هفت روز .....طهارت؛
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 16:25  توسط نا نجیب |